
هفته گذشته مژده دادیم که ویدیوی ترانه "راهی" از آلبوم آینده داریوش در دست تولید است. باعث افتخار ماست که باز هم این سایت برای اولین بار معتبرترین و جدیدترین خبر را در اختیار شما دوستداران داریوش گذاشت و همانطور که وعده داده بودیم از دو روز پیش این ویدیو به مناسبت روز پدر از شبکه های مختلف به نمایش درآمد.
ترانه "اردلان سرفراز"، آهنگ "فرید زولاند"، تنظیم "واهان"، و در راس آن اجرای زیبای "داریوش" دست به دست هم داده اند که "راهی" از آثار ماندگار داریوش و موسیقی پاپ ایرانی باشد. از طرفی وجود "واهیک" به عنوان کارگردان باعث شده است که موزیک ویدیویی بسیار خوش ساخت متولد شود که به ترانه معنی و بعدی دیگر داده است. تا به حال دو اثر از آلبوم "معجزۀ خاموش" منتشر شده است و حال و هوای این دو ترانه نوید از آلبوم بی نظیر دیگری از آغازگر و سردمدار ترانه بیدار می دهد...
دلخواه خود را به بنیاد آینه ارسال نمایند و به این ترتیب دین خود را نسبت به آنچه در ایران بر هموطنانشان می گذرد ادا کنند و ضمنا عضو دائمی بنیاد آینه بشوند. همچنین به منظور قدردانی و به رسم یادبود، بنیاد آینه نسخه ای اختصاصی از CD و DVD ترانه "راهی" را برای این عزیزان ارسال خواهد نمود.
متاسفانه این ویدیو و ترانه در همین مدت کوتاه به صورت غیر قانونی کپی شده و در وبسایت ها و وبلاگ های مختلف قرار گرفته است. ما در این سایت به دلیل رعایت حق کپی این اثر، رعایت حق بنیاد آینه و کمک به این سازمان، از انتشار آن معذوریم و همینجا از تمام هموطنان و بخصوص دوستداران راستین داریوش تقاضا داریم که حمایت خود را از این حرکت زییای بنیاد آینه به طور عملی نشان دهند. برای ارتباط، ارسال کمک، و دریافت این هدیۀ اختصاصی، لطفا با بنیاد آینه به آدرس زیر و یا ایمیل مربوطه تماس بگیرید.
«راهی»
ترانه: اردلان سرفراز
آهنگ: فرید زولاند
تنظیم: واهان
در تب و تاب رفتنم، به فکر راهی شدنم
تو ای همیشه همسفر، مرا شناختی تو اگر
مرا پس از من بنویس، به هرکس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس، هر نفس از من بنویس
مرا به دنیا بنویس، همیشه تنها بنویس
به آب و خاک، آتش و باد، برای فردا بنویس
تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو، جانان من باش و بگو
نفس اگر امان نداد، روی خوشی نشان نداد
رفت و دوباره برنگشت، مرا دوباره جان نداد
دست و زبان من تو باش، نامه رسان من تو باش
حافظه تبار من، نام و نشان من تو باش
بگو حکایت مرا، قصه هجرت مرا
توشه ای از غزل ببخش، راه زیارت مرا
نفس اگر توان نداد، مرا دوباره جان نداد
به این همیشه ناتمام، زمان اگر امان نداد
تو جان من باش و بگو، زبان من باش و بگو
بر سر گلدسته عشق، اذان من باش و بگو
بگو که مثل من کسی، به پای عشق سر نداد
از آن سوی آبی آب خبر نشد، خبر نداد
تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو، جانان من باش و بگو...